تو در طریق ادب باش، گو گناه من است
قربان سرت خواجه جانم، به خدا خودتان در جریانید که:
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون که مست خرابم صلاح بیادبیست
حالا ما مست نشده خرابیم ولی شما قبول کن یه دو دقیقه صلاحمون بیادبی باشه و هر چی ناسزا بلدیم رو بلند بلند داد بزنیم.
- هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود، مینا خانم.
. به جهنم. این زندگی، این دنیا گندش در اومده دیگه. کِی چی به کام ما بوده این دومیش باشه؟ بعدشم آدم نباید کارکرد فحش رو انکار کنه اصلاً. در مواقعی لازم و واجبه جان خواجه. حالا شما قبول نکن.
- معرفت نیست در این قوم خدا را سببی
تا برم گوهر خود را به خریدار دگر
. اَه بابا، من بلد نیستم مثل شما قشنگ فحش بدم، ضایع کنم. تهش بگم گور باباشون. ببخشید ولی من سه تا حرف از بیت دومتون رو برمیدارم و حواله این روزگار میکنم. حالا دیگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
پ.ن: میل به پرت و پلا گفتن در من میجوشد.